مریضی بد است - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 17:23
این دوروز بد دخلم اومده یه سرماخوردگی بدی گرفتم که کلی از برنامه هام جا موندم . تمام دیشبو برای اینکه از خفگی نمیرم نشسته خوابیم و بگذریم ار تب و لرزش که نزدیک بود داد بکشم یکی کمک کنه پتویی بندازه روم ... قرار بود این هفته بترکونم که نشد و دیروز و امروز اصلا نتونستم درس بخونم . +چندماهی میگذره از د...
خونه ی بدون زن - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 0:05
رسیدیم پس از 5 ساعت . خیلی خیلی بد بود ، تا خرخره ماشین پر بود و همینطور صندلی عقب . خیلی اذیت شدیم ( به جز مامان و بابا که جلو جاشون امن بود و زیر وسایل دست و پا نمیزدن )... نصف وسایل سخت تر از اون دیدن خونه بود که معنای حضور زن رو برام جا انداخت ( البته نه اینکه زن برای تمیزکاری و آشپزیه منظورم کن...
عید قربان مبارک - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 0:05
عید قربان، یعنى فدا کردن همه «عزیزها» در آستان "عزیزترین"،و گذشتن از همه وابستگى ها به عشق "مهربان ترین".عید همه ی دوستان مبارک .
کمپین نه به شیطان - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 0:05
پویشی مفید +یاد یکی از دوستای پدرم افتادم که تو حادثه ی منا آسمونی شد.
خدایا صبر - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 0:05
بعضی انسان ها تغییر ناپذیرن ، مثله هیچی نیستن نه کوه و نه سنگ که اوناهم به مرور زمان تغییر میکنن . حتی اگه بدترین اتفاق دنیا هم سرشون بیاد و یاد خدا و گناهاشون بیفتن و اظهار ندامت و پشیمانی هم بکنن و حتی تو قلبشون هم این احساسو داشته باشن بازم وقتی اوضاع برگرده به روال قبل اوناهم برمیگردن به روال سا...
پس از دو هفته بی نتی - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 0:05
پس از دو هفته بی نتی بالاخره اومدم . یه عالمه اتفاقای خوب و بد افتاد از ماجرای منو کبی گرفته تا فامیل های افاده ای و ... از کجا شروع کنم به نوشتن ...
عاشورایی که گذشت - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 0:05
دیروز صبح زود همه رفتیم خونه ی مادربزرگ مامانم که وقتی دسته های عزاداری میان و از دم خونشون رد میشن ماهم دنبالشون بریم . مثله همیشه دسته های مختلف از قسمت های مختلف شهر به سمت یه مسیر خاص حرکت میکردنو آخر سر با هم یکی میشدن . عظمتشون خیلی زیاد بود مخصوصا علمدارا که اون وزن زیادو تحمل میکردن و علمارو...
منفور نباشیم - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 0:05
فضای معنوی دیروز خیلی خوب بود و باشکوه ولی کل روز خوب نموند همونطوری که هیچوقت با بودن بعضیا خوش نمیگذره و نخواهد گذشت . بی دلیل نیست که میگم اگه خدا قطع صله ی رحمو حرام نمیکرد با همه ی اقوامم قطع رابطه میکردم و راحت میشستم و با آرامش فکری به زندگیم ادامه میدم . تنهایی بهتر از بودن با خیلیاس از قبیل...
ماجرا های منو کُبی 1 - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 0:05
ماجراهای منو کُبی تمومی نداره . شروعش از قبل از به دنیا اومدن ما میشه و اوجشم مربوط میشه به دوره ای 7 ساله که ما طبقه بالای کُبی و شوهر گرانقدرش ساکن هستیم . بابام طوری خونرو ساخت که ما بتونیم از بالا با پایین در ارتباط باشیم و راه ارتباطی هم چندتا پنجرس که بالای سقف آشپزخونه ی پایین باز میشه و البت...

برچسب‌های مرتبط

بهترین هدیه برای مردان | بهترین هدیه تولد | بهترین هدیه برای آقایان | تنها در خانه | تنها در خانه 5 | تنها در خانه 2 | تنها در خانه 2 دوبله فارسی | تنها در خانه 2 کامل | رمان خوانی | رمان خوانی انلاین