بعضی انسان ها تغییر ناپذیرن ، مثله هیچی نیستن نه کوه و نه سنگ که اوناهم به مرور زمان تغییر میکنن
.
حتی اگه بدترین اتفاق دنیا هم سرشون بیاد و یاد خدا و گناهاشون بیفتن و اظهار ندامت و پشیمانی هم بکنن و حتی تو قلبشون هم این احساسو داشته باشن بازم وقتی اوضاع برگرده به روال قبل اوناهم برمیگردن به روال سابق
.
برای همینه که دلم هیچوقت با مادربزرگ و عمم صاف نمیشه . حتی وقتی که تو مسافرتی و برای اولین بار مادربزرگت بهت میزنگه و میگه زود بیاید که دلم براتون تنگ شده و عمتم یک بند اظهار علاقه ای بکنه که تا به حال نکرده
.
بعد از اون همه سختی و دلخوری و دوری همه از همدیگه ، بعد از اون همه دعوا که حتی بابام احترام مادرشو زیرپاش گذاشت الان داره همه چی خوب میشه و بابامم این بین فهمید آدم خوبا و بدای زندگیش کین .
متعجبم که چرا الان دارن دوباره مادربزرگو عمم میشن همون آدمای سابق و فتح و فتوحات این یه سالو به اسم خودشون میزنن .
مگه همین یه سال پیش نبود که کُبی همرو زیرپاش گذاشت و پشت کرد به همه بعد چجور الان داره نقش آدم خوبرو بازی میکنه و دست منت میذاره رو سر بابام
. یا خواهرش که تا دید منافعش در خطره و دیگه بابام هوای بچه هاشو نداره زود تند سریع تغییر موضع داد .
منم دوست دارم همونطوری که میرم خونه ی مادرجونم و بهش کمک میکنم و هواشو دارم برم خونه ی کُبیو همین احترامم به اون بذارمو باهاش یک رنگ باشم ولی نمیشه !
از هیچ یک از فامیلای پدریم خیری ندیدم ... پس فک کنم برم به روال بی تفاوتی نسبت بهشون خیلی بهتره .
بعضیا هیچ درس نمیگیرن از زندگی و امیدوارم بازم درد بکشن و اینبار دیگه دلداریشون نمیدم و نگاشون میکنم
.
برچسب: خدایا صبرم ده,خدایا صبرم داره تموم میشه,خدایا صبر,خدایا صبرم تموم شده,خدایا صبر تا کی,خدایا صبرم عطا کن,خدایا صبرم را زیاد کن,خدایا صبرم تمام شده,خدایا صبر میخواهم,خدایا صبرم تموم شد,
نویسنده: نگار توکلی